صف‌بندی نیروهای سیاسی در انتخابات مجلس ایران


مجلس شورای اسلامی
نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اسفندماه امسال برگزار می‌شود
مصطفی محمد نجار، وزیر کشور ایران روز سه شنبه از "تشکیل ستاد انتخابات مجلس" در این وزارتخانه و برگزاری نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ۱۲ اسفندماه" خبر داد، اما رقابت های انتخاباتی و مبارزه تبلیغاتی-سیاسی برای کسب کرسی های مجلس آینده عملا از چند ماه پیش آغاز شده است.
دامنه این چالش ها و رقابت ها در هفته های اخیر به برخوردهای امنیتی، بازداشت و تلاش برای حذف گروهی از طرفداران محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران گسترش یافته است.
انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در ایران به دلایل گوناگون از جمله حذف داوطلبان "غیرخودی"، منحصر بودن حق نامزدی به افراد مورد تایید شورای نگهبان و غیبت آزادی احزاب و رسانه ها، انتخاباتی "آزاد و منصفانه" تلقی نمی شود، اما میزان مشارکت مردم در انتخابات سی سال گذشته، با میانگین ۶۲ درصد واجدین شرایط رای دادن برای انتخابات مجلس و میانگین ۷۰ درصد برای انتخابات ریاست جمهوری، حتی نسبت به کشورهای برخوردار از دموکراسی بالا بوده و نتیجه هر انتخابات بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور و مردم تاثیر داشته است.
انتخابات در ایران ممکن است آزاد و منصفانه نباشد، اما فرمایشی، نمایشی و بی تاثیر هم نیست، چرا که رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در سی سال گذشته در تعیین سهم جناح های حکومتی در بافت قدرت نقش بالائی ایفا کرده است.
برنامه های متفاوت جناح های حکومتی در چارچوب ساختار قانونی و حقیقی جمهوری اسلامی تدوین و ارائه می شود، اما اکثریت مردم، که تاثیرات متفاوت برنامه های گوناگون را بر زندگی روزمره خود تجربه کرده اند، با شرکت در انتخابات می کوشند که جناح مطلوب یا نزدیک تر به خواست های خود را برگزینند.
نقش انتخابات در تعیین سهم جناح های حکومتی و مشارکت بالای مردم در انتخابات "تنور انتخابات" را در جمهوری اسلامی، به رغم دور بودن از معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه، "گرم" می کند و فضای به نسبت بازتر دوران انتخابات نیز در این روند نقشی در حد خود دارد.

گام اول؛ کور کردن امید اصلاح طلبان

مبارزات انتخاباتی مجلس آینده در موقعیت کنونی بر حرکتی متکی به سه گام، که حذف "جنبش سبز" نخستین آن بود، طراحی شده است.
با بازداشت یا حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی و زندانی شدن چهره های موثر "جنبش سبز" امکان ارائه فهرست نامزدان مورد حمایت این ائتلاف، دستکم در موقعیت کنونی، تا حد بالائی منتفی شده و شورای نگهبان نیز آمادگی خود را برای حذف داوطلبان نامزدی وابسته به این اتئلاف، که رسانه های دولتی آنان را "فتنه گر" لقب می دهند، اعلام کرده است.
در موقعیت تداوم بحران سیاسی در ایران، صف بندی احزاب، نهادها، شبکه ها و ائتلاف های مجاز به شرکت در انتخابات در بیش از ۹ ماه آینده احتمالا دستخوش تغییرات بسیار خواهد شد.
مبارزه فراکسیون های گوناگون جناح "اصول گرا" برای کسب اکثریت مجلس، تلاش جناح محافظه کار و روحانیت سنتی نسل اول برای کسب سهم بالا در مجلس و کوشش اصلاح طلبان مذهبی میانه رو و بقایای حزب کارگزاران برای کسب مجوز حضور هر چند ضعیف در انتخابات مجلس، از چند ماه پس از انتخابات پر چالش ریاست جمهوری آغاز شد.
یکی دو هفته پس از رسمیت یافتن ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، خواست "ابطال انتخابات ریاست جمهوری"، شعار "رای من کو" و بحث "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" کارائی و جاذبه خود را در برابر واقعیت ثبیت شده و رسمیت یافته از دست داد.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو چهره شاخص جنبش سبز، حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، که اصلاح طلبان مذهبی را نمایندگی می کردند، و حزب کارگزاران، که از جمله نماد شبکه قدرت سیاسی ـ اقتصادی اکبر هاشمی رفسنجانی و مدیران دولتی هوادار نئولیبرالیسم بود، تلاش می کردند تا با تداوم اعتراض ها و انتقادها در چارچوب قانون اساسی هواداران خود را در طبقه متوسط شهری در صحنه نگه دارند.
امید احتمالی ائتلاف اصلاح طلبان مذهبی و کارگزاران به کسب موفقیت چشم گیر در انتخابات آینده مجلس، دست کم تا چند ماه پیش، بر مؤلفه های عینی استوار بود.
آراء میرحسین موسوی در تهران و چند شهر بزرگ دیگر، حتی بر اساس آمارهای اعلام شده دولتی، از آراء محمود احمدی نژاد بیش تر بود و این پشتوانه می توانست پیروزی لیست نامزدهای مورد حمایت او را در تهران و چند شهر بزرگ دیگر تضمین کند.
آراء آقای موسوی در استان ها و شهرهای دیگر نیز حضور چند نماینده از لیست مورد حمایت او را در ترکیب نمایندگان هر شهر و استان تضمین می کرد و این دو واقعیت می توانست، اگر نه اکثریت مجلس، که دست کم اقلیتی قوی را برای اصلاح طلبان مذهبی و کارگزاران در مجلس به بار آورد.
حتی بخشی از روحانیت سنتی محافظه کار، که گرایش دولت احمدی نژاد را به حذف روحانیت سنتی نسل اول و حذف ارزش های سنتی مکتبی از زندگی روزمره مردم نمی پسندد، ممکن بود به ناچار از ائتلاف اصلاح طلبان مذهبی و کارگزاران حمایت کنند و "اتحاد عمل" تاکتیکی این گرایش ها در مجلس می توانست سهم بالائی را در قدرت سیاسی برای آنان تضمین کند.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که کور کردن این امید و منتفی کردن حضور هواداران موسوی و ائتلاف اصلاح طلبان مذهبی و کارگزاران در انتخابات مجلس، یکی از هدف های اصلی برخورد خشن اصول گرایان با این ائتلاف بود.
با بازداشت یا حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی و زندانی شدن چهره های موثر "جنبش سبز" امکان ارائه فهرست نامزدان مورد حمایت این ائتلاف، دستکم در موقعیت کنونی، تا حد بالائی منتفی شده و شورای نگهبان نیز آمادگی خود را برای حذف داوطلبان نامزدی وابسته به این اتئلاف، که رسانه های دولتی آنان را "فتنه گر" لقب می دهند، اعلام کرده است.
چهره ها و دولتمردان هوادار آقایان موسوی و کروبی و اصلاح طلبان مذهبی، کارگزاران و نهادهائی که خود را وارث، نماینده یا ادامه دهنده راه آقایان موسوی و کروبی می خوانند نیز نتوانسته اند به مقبولیت و مرجعیت چندانی در میان هواداران و بدنه جنبش سبز دست یابند.
فهرست مشترک نامزدان مورد حمایت این گونه نهادها و شخصیت ها به احتمال، چون فراخوان های متعدد آنان در ماه های اخیر، چندان مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.

گام دوم؛ حذف احمدی نژادی ها

فراکسیون های گوناگون جناح اصول گرا، محافظه کاران سنتی چون حزب موتلفه اسلامی و روحانیت محافظه کار، از چند ماه پیش کوشش های خود را برای تشکیل یک اتئلاف انتخاباتی و ارائه لیست مشترک نامزدان آغاز کرده اند.
مقابله پرهزینه دفتر رهبری و فراکسیون های قدرتمند مخالف دولت در جناح اصول گرا با این گروه از بخت بالای آنان برای پیروزی در انتخابات مجلس خبر می دهد.
اما گروهی پرقدرت از طرفداران احمدی نژاد، که رسانه های حکومتی آنان را "گروه منحرف نفوذی در دولت" می خوانند، از شرکت در این ائتلاف سرباز زده و اعلام کردند که با برنامه و لیست مستقل خود در انتخابات مجلس شرکت خواهند کرد. این اقدام گام حذفی دوم را علیه ؟آنان تشدید کرد.
این گروه یا گرایش بر آن بود تا با اتکاء به پایگاه محمود احمدی نژاد در لایه های فقیر، کم درآمد و زحمتشکان شهری و روستائی و با بهره گیری از امکانات مالی، سیاسی و اداری دولت، اکثریت مجلس را به دست آورد.
این گرایش، به روال دوران انتخابات ریاست جمهوری، بر دو شعار جذاب "عدالت اجتماعی" و "مبارزه با قدرتمندان فاسد" تاکید می کرد.
برخی برنامه های این گروه از جمله کاستن از قدرت و نفوذ روحانیت سنتی، آسان گیری در مورد بعضی از ارزش های مکتبی چون حجاب و منع حضور زنان در ورزشگاه ها و اتکاء به برخی ارزش های ناسیونالیستی نیز می توانست بخشی از آراء طبقه متوسط را، در غیبت آلترناتیو های دیگر، به سود آنان جذب کند.
مقابله پرهزینه دفتر رهبری و فراکسیون های قدرتمند مخالف دولت در جناح اصول گرا با این گروه از بخت بالای آنان برای پیروزی در انتخابات مجلس خبر می دهد.
حمله مستقیم دفتر رهبری، فراکسیون های مخالف دولت در جناح اصول گرا و روحانیت محافظه کار نسل اول به احمدی نژاد هزنیه بالائی را بر نظام تحمیل می کند، اما آنان گروهی با نفوذ از همکاران رئیس جمهوری را هدف گرفته اند و آنان را به "ارتباط با اجنه، فساد مالی و قانون شکنی" و مهم تر از آن به "مخالفت با ولایت فقیه"، تلاش برای کاستن از قدرت رهبر و تلاش برای ارتباط با آمریکا و "ارتباط پنهانی با خارج از کشور" متهم کرده اند و برخورد خشن را تا حد بازداشت برخی چهره های این گرایش پیش برده اند.
اتهامات مخالفت با ولی فقیه، ارتباط پنهانی با خارج و فساد مالی، توده اصلی هواداران آقای احمدی نژاد را از این گروه و گرایش دور و اشتباهات تاکتیکی این گروه آنان را به شدت تضعیف کرد.
به هنگامی که چالش آقای احمدی نژاد با دفتر رهبری در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات به اوج رسید، رئیس جمهوری حدود ۱۰ روز اعتصاب کرد اما هواداران او به میدان نیامدند و از جمله بدین دلیل که شورش علیه ولی فقیه را بر نمی تابند.

اشتباهات بزرگ تاکتیکی

اسنفدیار رحیم مشائی، می توانست با استعفا از سمت های خود در سال گذشته یا دستکم چند ماه پیش، آقای احمدی نژاد را یاری دهد، اما او با اصرار بر بقای خود در دولت هزینه بسیار سنگینی را بر رئیس جمهوری و گرایش و گروه خود تحمیل کرد.
گروه و گرایشی که اکنون با صفت "منحرف و نفوذی"سرکوب می شود، فقط تا پایان دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد وقت داشت و با به پایان رسیدن این دوره، چون خود او، از قدرت حذف و از امکانات دولتی محروم می شد.
این گروه برای استفاده از فرصت اندک خود به تاکتیک های شتابزده و از جمله بهره گیری از امکانات دولتی، حذف منتقدان نزدیک به خود از پست های کلیدی و اقدامات تند روی آورد و مخالفان از این تاکتیک های شتابزده علیه آنان بهره گرفتند.
انتقاد از ارزش های سنتی، که خشم روحانیت محافظه کار و حاملان فرهنگ سنتی در جامعه را بر می انگیخت نیز به سود آنان نبود.
عدالت اجتماعی و مبارزه با قدرتمندان فاسد از شعارهائی بود که زمینه محبوبیت و رای آقای احمدی نژاد را فراهم کرد، اما دولت او در این عرصه موفق نبود و شعار برخی دولتمردان به سود طبقه متوسط نیز نمی توانست این ناکامی را جبران کند.
ستون اصلی این گروه، اسنفدیار رحیم مشائی، می توانست با استعفا از سمت های خود در سال گذشته یا دستکم چند ماه پیش، آقای احمدی نژاد را یاری دهد، اما او با اصرار بر بقای خود در دولت هزینه بسیار سنگینی را بر رئیس جمهوری و گرایش و گروه خود تحمیل کرد.
توده های هوادار آقای احمدی نژاد، آقای مشائی را نمی شناسند و ظهور قدرتمند فردی ناشناخته را در کنار رئیس جمهوری که بدو رای داده اند نمی پسندند.
مجموعه ای از این عوامل حذف این گروه و گرایش را به اقدامی ممکن بدل کرد.

گام سوم؛ ائتلاف سنت و قدرت

رای بالای علی لاریجانی در انتخابات اخیر ریاست مجلس بر بستر ائتلاف جناح های اصول گرای منتقد آقای احمدی نژاد با روحانیت محافظه کار، محافظه کاران سنتی و وابستگان به دفتر رهبری حاصل شد.
این ائتلاف قصد خود را برای ادامه همکاری در انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است.
دوام این ائتلاف در بحران های سیاسی آینده تضمین شده نیست، اما چهره برجسته این ائتلاف، علی لاریجانی، احتمالا نامزد انتخابات آینده ریاست جمهوری است.
کارنامه سیاسی علی لاریجانی از تعلق او به رهبران نسل دوم انقلاب و نهادهای امنیتی و نظامی، آمادگی او برای دادن امتیازات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مکتبی به محافظه کاران و روحانیت سنتی نسل اول و اعطاء امتیازات اقتصادی به شبکه قدرت سیاسی ـ اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی حکایت می کند.
لاریجانی که از نزدیک ترین دولتمردان نسل دوم انقلاب به دفتر رهبری است، با برنامه های پوپولیستی احمدی نژاد به سود لایه های فقیر و کم درآمد مخالف بود و تا کنون از جهت دهی اقتصاد دولتی متکی بر نفت به سود شبکه های قدرت مالی و نهادهائی چون سپاه پاسداران طرفداری کرده است.

بحران و تغییر محاسبات

شورای نگهبان آمادگی خود را برای حذف اصلاح طلبان مذهبی، کارگزاران و احمدی نژادی ها و پاک کردن فضا برای پیروزی ائتلاف اصول گریان و محافظه کاران سنتی اعلام کرده و به احتمال قوی، حداکثر با تایید صلاحیت برخی چهره های میانه رو اصلاح طلبان مذهبی و گروه احمدی نژادی ها بدانان اجازه خواهد داد تا اقلیتی ضعیف، چون اقلیت کنونی، در مجلس تشکیل دهند.
اما بحران سیاسی در ایران با ضرباهنگی پرشتاب در حال تحول است. واکنش هنوز نامعلوم لایه های مردم و به ویژه هواداران آقای احمدی نژاد، تضادهای پیچیده گرایش های سیاسی در قدرت یا از قدرت رانده شده و دینامیزم درونی جامعه می تواند صف بندی و محاسبات کنونی را تغییر داده و انتخابات مجلس نهم را به حادثه ای متفاوت با برنامه ریزی کنونی بدل کند.

0 نظرات:

ارسال یک نظر